الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

84

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

افرادى منافى توحيد نيست ؛ بلكه شعبه‌اى از شُعب حكومت و سلطنت واقعيه حقيقيه الهيه است ، لذا تكويناً انسان حاكم بر خود و مسلّط بر خود است ، چنان‌كه بر آنچه خداوند مسخّر او قرار داده است ، نيز به ايجاد و تكوين او حاكم است و سلطنت دارد . همچنين " قدرت " از صفات ازليه حقيقيه الهى است و خدا را در آن شريك و نظيرى نيست و هيچ كس و هيچ چيز ، در عرض خداوند قادر متعال و از پيش خود ، قادر و توانا نيست ؛ ولى در طول اين قدرت و در اثر ظهور آن و به تدبير و تقدير الهى ، قدرت يافتن غير و مطيع ساختن اكوان نسبت به غير ، منازعه با خدا در صفات كماليه او نمىباشد ؛ بلكه اثبات كمال براى ذات بىزوال او است . چنان‌كه مىدانيم ، يكى از اسماى حُسنى و صفات علياى الهى ، " ولىّ " و " مولى " است ؛ به معنى صاحب اختيار و زمامدار مطلق و متصرّف مطلق و قائم به امور و شؤون ممكنات و اين‌گونه معانى مشابه در اين صفت نيز ، خداوند قادر سبحان متفرّد و يگانه و يكتا است و همتا و شريك و نظير ندارد و كسى قائم مقام او نمىشود و اين صفت را هم از صفات ذات بايد دانست و هم از صفات فعل ؛ زيرا به اعتبار اينكه خدا قدرت دارد و صاحب اختيار است و امر خلق و رزق و انتظام امور كاينات و تدبير و تقدير امور و شؤون آنها با او است ، از صفات ذات و از شؤون صفت قدرت و بازگشت به صفت علم و قدرت مىكند و از جهت قيام ذات الوهيت به تدبير امور و تصرّف در شؤون كاينات و خلق و رزق و اماته و احيا و اعطا از صفات فعل است . پس به هر دو جهت ، خدا ذاتاً و فعلًا ولىّ و مولى است و هيچ كس و هيچ ممكنى با خدا در اين صفت شريك نيست ؛ امّا اعطاى ولايت تكويناً و احداثاً يا جعلًا و تشريعاً ، به نحوى كه همان ظهور ولايت مطلقه الهى ذاتاً و فعلًا ، و استمرار